قهرمان ميرزا عين السلطنه

7047

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

خلق به تو تعظيم كنند . به عوض امتياز فضلى اهل فضل را قربانى شهوت و جاه و جلال خود كردى . حضرت و الا ، خوب امتحان دادى . ثابت شد كه مرواريد نيستى ، حالا تو برابر ارتجاع كرنش مىكنى . حالا مىفهميم در چه خط و خالى ( خيلى زود فهميديد ) . مىخواهى ساير آزاديخواهان را شريك جنايات خود بكنى . امضاء ، خرمهره‌شناس . » ( پايان مقالهء نسيم صبا ) شعر ضد سليمان ميرزا اشعارى هم به همين منوال گفته سه بيت آخرش اين است : به هفده سال يك خرمهرهء دون * نمودى خويش را گوهر به افسون به نام دانش آن شياد ناپاك * گريبان را به مجلس مىزدى چاك چو پاى كار بُردش ، دست اقبال * به دست كاردانش گشت پامال معارف « 1 » زين دغل يك سر تبه شد * كه در كار و عمل رويش سيه شد فوت حاجى زرى خانم شنبه 12 شوال ، 29 ثور - حاجى زرى خانم وفات كرد . اين چند روز هم به واسطهء اثر انژكسيونها زنده بود . اين دختر ، دختر ستاره باجى ترك تبريزى دايهء برادر صلبى و بطنى كوچك ما عطاء اللّه ميرزا بود كه در حوض آب افتاد مرحوم شد . كوچك بود و نزد والدهء ما . پس از فوت والده نزد حاجى واليه عيال حاج فخر الملك بود . هنرمند شد . خياطى را خيلى خوب ياد گرفت با ساير كارهاى زنانه ، خصوصا مشاطگى . با حاجى واليه و حاج فخر الملك از راه مشهد ، سمرقند ، خوقند ، مسكو ، وينه ، اسلامبول به مكهء معظمه مشرف شد . مراجعت چندى باز آنجا بود و سپس بيرون آمد و در هريك از خانه‌هاى فاميل ما كه ميل داشت يك ماه ، يك هفته دو روز توقف مىكرد . خانه هم از خود داشت . آنجا هم هروقت كار و خياطى داشت بود . هيچ شوهر اختيار نكرد . بسيار خوش اخلاق و جاه‌طلب بود . چهل و سه سال عمر كرد . هرجا عروسى بود تهيهء جهيز ، ترتيب لباس عروس و داماد ، مشاطگى روز عقد ، شب عروسى ، تماما با او بود ( در فاميل ما نه جاى ديگر ) ، و الحق بسيار بسيار خوب از عهده برمىآمد . شش ماه قبل به واسطهء گلوله‌اى كه روى شكم او چندى بود پيدا شده بود عمل كردند سلامت شد . سه ماه بعد همان‌جا چرك كرد طبيب امريكائى ميل انداخت ميل روده را پاره كرد . كم‌كم مرض شدت كرد تا

--> ( 1 ) - سليمان ميرزا در كابينهء سردار سپه وزير معارف بود . ( ا . ا . )